دلنوشته های یک دختر عاشق

زیر گنبد کبود یکی بود یکی نبود تو شدی همون که بود منم شدم اون که نبود!

بی بهونه رفتی

تا دیروز همه چیز خوب بود باورم نمی شه ، همه چیز مثل  اولش شده بود من این وبلاگو دیروز درس کردم ... دیشب ساعت حول و هوش یک نیم این اسمسو زدی نوبت من شد که برم شاید دیگه منو نبینی!!!! من خواب بودم از خواب پریدم گریه کنان اس ام اس زدم منظورت چیه چی شده تو رو خدا این حرفو نزن.... گوشیمو برداشتم رفتم طبقه بالا مادرم هم بیدار شد. زنگ زدم التماس کردم برداری ولی برنداشتی یعنی نخواستی که برداری گفتم گریه نمی کنم اگه نمی تونی حرف بزنی بردار بذار من حرف بزنم اونقدر بهت زنگ زدم اس ام اس زدم که گوشیت خاموش شد و تو جواب ندادی مثل همیشه... شاید هم خودت خاموش کردی تا الان صبح که ساعت هشته گوشیت خاموشه کلی اسمس فرستادم منتظرم ساعت نه بشه بیدار بشی شاید انوقت گوشیتو روشن کردی و اس ام اسامو خوندی. چیزی که داغونم کرد این بود که بهونه تو برای جدایی اینه که می خوای من در رفاه باشم راحت زندگی کنم موقعیتامو از دست ندم آخه بی انصاف چرا از عوض من تصمیم می گیری چرا حرف اصلی رو نمی زنی چرا نمی گی که برا چی نتونستی دوسم داشته باشی! مگه تو چه دختری می خواستی که من نبودم اگه منو می دیدی که... فرشید دیشب به این نتیجه رسیدم که اگه باز بخوام برگردونمت باز بهونه میاری بالاخره که تو تصمیم گرفتی ازم جدا بشی ... نمی دونم این کارو این بلا رو خدا سرم اورد یا تو! تویی که می دونستی چقدر دوستت دارم چقدر به فکرتم آخه این رسمش بود این بود جواب اونهمه محبت این بود؟!!!

فرشیدم اینو بدون همون خدایی که سرنوشت منو به سرنوشت تو گره زد خودش باید بین من و تو قضاوت کنه باید جواب بدی چرا اینطور با دلم بازی کردی باید بگی اگه تو این دنیا روت نمی شه باید اون دنیا پیش خدا در محضر خدا جوابگو باشی. آره من لیاقت تو رو نداشتم برو فدات شم برو کل دنیا رو بگرد تا عمر داری بگرد برو ببین کی تو رو به اندازه من دوست داره برو شرایطتو بهتر هم کن برو بگرد برو عاشق شو ازدواج کن فراموشم کن ولی خدا هست حتی اگه من و تو فراموش کنیم! یه روزی مطمئنم میای اینجا دنبالم ولی اونروز دیگه من نیستم! برو فرشید پشت سرتو هم نگاه نکن تا دلت به حالم بسوزه برو.... منم فقط خدا باید کمکم کنه صبرم بده که با این مساله کنار بیام.فرشید تو این پنج ماه اونقدر خاطره خوب و بد ازت دارم که می تونم تا آخر عمر باهاشون زندگی کنم و حتی بعده مرگ هم می دونم که با اونا تو برزخ و قیامت و ... سروکار دارم. برو فدات شم که با من بد کردی برو ولی دیگه هیچ وقت با احساسات کسی بازی نکن. برو ولی بدون عاشقانه دوستت داشتم و دارم و خواهم داشت برو بدون  آرزوم گرفتن دستات بود. برو و بدون من چیزی ازت نخواستم چیزی بهت نگفتم  ولی تو با من بد کردی! تمام صورتم پر اشک شده! اینا خواب نیستن عزیز دلم که بتونم فراموششون کنم بهتر چشاتو باز کنیو ببینی که حقیقت دارن. به خدا می سپارمت امیدوارم پشت و پناهت باشه امیدوارم به تمام آرزوهات برسی  امیدوارم بدون من خوشبختی رو حس کنی امیدوارم شرایطت بهتر بشه امیدوارم همیشه سلامت باشی امیدوارم سایه پدر و مادر همیشه بالا سرت باشه  امیدوارم دختر ایده آلتو پیدا کنی و باهاش زندگی خوبی داشته باشی هر چی آرزوی خوبه مال تو......................

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 8:24  توسط دختر عاشق  |